اینجا همه چی درهمههههههههه

باید رید به این زندگی نکبت بار !  
عصبی بودم
داشت می گفت ُ میخندید ُ به من نگاه می کرد، منتظر عکس العمل بود
لباسام ُ برداشتم برم حموم، کلافه شده بودم، موهام ُ باز کردم ُ ریختمشون بهم
خنده ش خشک شد ُ گفت چته ؟!
+ هیچي نگو !
- مریم اعصاب نداره !
+ حوصله ی این بازی مسخره رُ ندارم ! دوباره فردا یه هفته ی دیگه شروع میشه
نفر سوم وارد بحث شد
یه آدم جا نماز آب کِش، مسخره و دروغ گو ُ گدا صفت ُ متظاهر !
× منم هفته شروع نشده منتظر جمعه م !
و خندید !
ک.س خل دو ماهِ داره با من زندگی میکنه ُ هنوز نفه

باید رید به این زندگی نکبت بار ! 
فراتر از آنچه هست ...  
اينجا روی زمین، طبق قرار، ساعت حدود 3 بامداد است
دفترم را برمیدارم و روی صندلی در لابی سوئیت می نشینم تا با نور مهتابی درس بخوام
برمی گردم و پشت سرم را نگاه می کنم ...
وسوسه می شوم برای باز کردن حصاری که بین من و دنیای بیرون است ...
پنجره را باز می کنم ...
باد سردی توی صورتم میزند؛ پیش تر میروم ...
هوا سرد است، آسمان کبود است
محوش می شوم، مسخ می کند مرا ...
و نسیمی در خنکای دلم وزیدن می گیرد ...
سکوت، شب، زیبایی آسمان ...
عاشق می شوم ...
قلم ُ کاغذ را برمیدار

فراتر از آنچه هست ... 
صد و دوازده - قدر عافیت کسی داند ، که به مصیبتی گرفتار آید!  
بلاگفایِ عزیز ، خیلی دلم برات تنگ شده .. درسته خیلی بی‌معرفت بودی و پوکوندی ما رو ولی کاش جرئت اینو داشتیم که دوباره به آغوشِ گرمِت باز میگشتیم .. خیلی دلم میخواد این روزا برگردم بلاگفا .. وقتی کسایی رو میبینم که بدون هیچ هنجار و حاشیه‌ای مینویسن دلم یادِ بلاگفا رو میکنه .. ساده‌گی‌ای که هیچ سرویسی نداشت و نخواهد داشت . قبول کنیم که روزایِ خوبی که تو بلاگفا داشتیم دیگه تکرار نشده .
و همچنین کسایی اونجا مینوشتن که نه ادعایی داشتن نه چيزی و کسی ه

صد و دوازده - قدر عافیت کسی داند ، که به مصیبتی گرفتار آید! 
نیاز به یک ساندویچ  
اگر از طرف دستگرد وارد خورزوق بشید می بینید در سمت راست شما خیابان جدیدی به نام شهدای مدافع حرم هست . در دهانه این خیابان همیشه تعدادی ماشین برای تعمیر و اتوبوس گذاشتند و افراد راننده اطراف خودرو های خود ایستاده اند . خودروهایی که از این خیابان قصد ورود به بلوار اصلی را دارند معمولا با سرعت بالایی به این محل میرسند و احتمالا تصادف خیلی بالاست ... لازمه که شهرداری خورزوق یک ساندویچ اينجا بسازه که ان شاء الله این محل ایمن تر شه....

نیاز به یک ساندویچ 
نفرین بر قمه زن .. تخریب گر شیعه  
من در اينجا قصد منبر رفتم ندارم .برید در سایت ها و کتب و فتاوای علما ببینید که در مذمت قمه زنی چه صحبت هایی شده است . من نمی دانم این جماعت احمق هستند یا خودشون را به احمقی زده اند . چرا حالیتون نیست که دارید شیعه را در کل دنیا خراب می کنید . اصلا چرا کل دنیا ؟ خود مردم شیعه هم با این کارهای مسخره از دین زده شده اند .. بی شعورها ..اگه شیعه هستید ببینید علمای شیعه که عمر خودشون رو در این راه طی کردند چه می گویند .خود نفهم شما میدونید که چقدر صحبت های ره

نفرین بر قمه زن .. تخریب گر شیعه 
روانشناس  
یک دفعه تصمیمم گرفتم زنگ بزنم دکتر روان شناس طباطبائی، تلفن ثابت بود وقتی زنگ زدم خود دکتر جواب داد گفت میتونیم تلفنی با هم صحبت کنیم و هم اینکه شماره تلفن کلینیک را برات بفرستم تماس بگیری ساعت شش به بعد و وقت بگیری و حضوری بیایی در خدمت باشیم. جاخوردم از این خود دکتر جواب داد، گفت مشکل ت چي؟ گفتم افسردگی! گفت فرزند چندم خانواده ای. همین دیگه!

یک دفعه تصمیمم گرفتم زنگ بزنم دکتر روان شناس طباطبائی، تلفن ثابت بود وقتی زنگ زدم خود دکتر جواب داد گ

روانشناس 
جوک جدید 1 آذر+توضیحات مهم  
بسم الله   دوباره فعالیت را شروع میکینم انشا الله که از مطالب مستفیض!!!شید  در آینده اگر امکانش بود یه برنامه میسازم که با هم در تعامل باشیم و شما هم مشارکتی داشته باشید  و  سعی میکنم بین مطالب خیلی فاصله نزارم  دیگه این حداقل فاصله و فرصت نفس گیری ه !!! و سعی میکنم مطالب  از شعونات اخلاقی  برخوردار باشه             شما هم اينجا را به بقیه معرفی کنید  یه پیج اینستا هم دارم را میندازم  که از جوک تصویری برخورداره  آماده شد لینک شا میزارم   فونت زیب

جوک جدید 1 آذر+توضیحات مهم 
طنز نوشته جالب و کوتاه  
موضوعات این مطلب : طنز
, طنز متفرقه ,






ﺁﻫﺎ ﺩﺧﺘﺮ ﺧﺎﻧﻤ ﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﺑﻮﺩ ﺗﻮ ﺩﺍﻧﺸﺎﻩ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺗﺼﺎﺩﻑ کنیم ﻭ ﺟﺰﻭﻩ ﻫﺎﺕ ﺑﺮﺰﻩ ﺭﻭ ﺯﻣﻦ ﻭ ﻣﻦ ﺟﻤﻌﺸﻮﻥ ﻨﻢ ﻭ ﺑﻌﺪﻋﺎﺷﻘﺖ ﺑﺸﻢ
.
.
ﻣﻨﺘﻈﺮ ﻣﻦ ﻧﺒﺎﺵﻣﻦ ﻨﻮﺭ قبول نشدم . ﻧﻤﺘﻮﻧﻢ ﺑﺎﻡ ﺩﺍﻧﺸﺎه الان دارم بنایی پیش اوس ممد کار میکنماوسا بگیر ماله رو
 
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
 
سه چيز تو زندگی هست که اگه رعایت کنین آدم موفقی میشین!
.
.
.
حالا برید تحقیق کن

طنز نوشته جالب و کوتاه 
صد و ده - چالش طوری دوم :)  
طیِ دعوتِ مستقیمِ فاطمه خانوم ، من نیز حضور خودم رو تو این چالش اعلام
میدارم :) اون چيزایی رو که هم دوس دارم و باید سه تاشون رو انتخاب و عکس
بگیرم اينجا بزارم عبارت هستنند از :اول : این ماگِ که قراره چندی دیگر اقدام به سفارش کنم :) از الان خیلی دوسِش دارم چه برسه موقعی که پیشَم باشه :دی

دوم : این دوتا کتابه که سمتِ راستی رو خودم حدودا یه سالِ پیش خریدم ، سمتِ چپی هم چاپِ سال 1363 هستِش که مالِ بابا عه .. قیمتِش رو هم که روش نوشته 75 ریال عه :) خیلی خوبه ا

صد و ده - چالش طوری دوم :) 
هرمنوتیک(11)  
پس در پدیدار کردن معنا یا
به سمت یک متن رو می آوریم یا از درون خود بیرون می آییم یعنی معنا را در خود آشکار می کنیم.نتیجه: به دو طریق کلی، معنا را آشکار  می کنیم یکی درفرم معنای متن و دیگری در فرم معنای آزاد از متن. آشکار کردن معنا در متن
های مقدس همان چيزی است که هرمنوتیک یعنی تفسیر متن نام دارد. پس هرمنوتیک خاص متون
فرابشری است و نه روشی عام در علوم انسانی یا روشی عام برای فهمیدن؛ زیرا چيزی که روشِ عامِ فهمیدن
و فلسفه ورزی باشد به «عینیت» با معی

هرمنوتیک(11) 
آش کدو به سبک برخوار  
همه مردم بر این اعتقادند که کدو تنبل برای سرماخوردگی و گلو درد بسیار عالیه . در اينجا طرز تهیه آش کدو به سبک مردم برخوار را برایتون آموزش میدم .
ابتدا چند برش (به اصطلاح شتر) از کدو جدا می کنیم و پس ازجدا کردن پوست ؛آنها را به قطعات کوچک (کمی بزرگتر از حبه قند) تقسیم می کنیم . در قابلمه ای کمی روغن ریخته و یک پیاز بزرگ که قبلا اون را خرد کرده ایم را در آن تفت می دهیم البته خیلی کم . سپس نصف کدو های خرد شده را روی انها میریزیم . در لایه بعدی مقداری سبزی

آش کدو به سبک برخوار 
آبو نویسی شماره ۱۰  
بعضی حرف ها
بیشتر از ده بار روی "ارسال مطلب جدید" کلیک کردم اما هر بار وقتی خواستم بنویسم پشیمون شدم... چند بار هم چند تا کلمه نوشتم اما اونی نبود که دلم میخواست... بعضی وقت ها بعضی حرف ها انقدر سطحی و پیش پا افتاده اند که نمی دونی چه طوری و با چه رویی باید اونها رو بنویسی... اما بعضی وقت ها بعضی حرف ها به خاطر مهم بودنشون توی هیچ کلمه و جمله ای معنی واقعی خودشون رو پیدا نمی کنند... اينجا قرار بود یه حرف مهم زده بشه... به من اعتماد کنید.+شاید حالا که این

آبو نویسی شماره ۱۰ 
هرمنوتیک(10)  
معمولا بحث از هرمنوتیک بدون پرداختن
به«معنا» سامان نمی گیرد و روشنی نمی یابد و بدون توجه کردن به فرایند معناآفرینی، جوانب بنیادینی از هرمنوتیک از نهانی و ابهام، بیرون نمی آید. آنگاه که معنا را دنبال کنیم و در کنار هرمنوتیک از زیست و برنامه برآمدنش بپرسیم، هرمنوتیک هم به سامانمندی بهتر می رسد. می شاید پرسید چيست آنچه که معنای «معنا»ست؟ می دانیم
کسانی چون شلایرماخر و دیلتای، هایدگر و گادامر، هرمنوتیک را به «فهمیدن» به عنوان وجه تمایز «انسا

هرمنوتیک(10) 
خاطر که حَزین باشد !  
ننوشتن هیچ دلیل خاصی نمیخواد. واقعا دلیل نمیخواد.گاهی مثلا اونقدر حرف داری که انتخابشون برای نوشتن سخته. گاهی هم اونقدر بی حرف هستی که نمیدونی چي بنویسی. ولی دوست داری حتما بنویسی!!
شایدم مثلا آدم از کسی که احساس خوبی بهش داره ( احساس خوب داشتن فقط احساس خوب داشتنه ! نه بیشتر ! جنسیت هم مطرح نیست! نوع ِ هر دوست داشتنی هم فرق میکنه! این از اون مدل نیست ! ) یه چيزی میشنوه که کلا هر چيزی که میخواست بنویسه رو فراموش میکنه و زانوی غم بغل میکنه که چرا ! چر

خاطر که حَزین باشد ! 
هرمنوتیک(9)  
8. در باره«علینا القاء الاصول...» که در «هرمنوتیک 7» آمد، مناسب است به اختصار اشاره کنم که من این مضمون را تلقی به قبول کرده ام نه از دیدگاه حدیث شناختی بلکه از دیدگاه جامعه شناسی معرفت حاکم بر سرزمین و مردمان حجاز . توضیح اندکی که مناسب باشد، این است که «اصول» القایی را می بایست تمام توانمندی ویژه ای فرض کنیم که یک نظام زیستی و فکری برای مراقبت از خود به کار می گیرد. در آنچه که به حجاز مربوط است، مقوله ی مراقبت از خود جز با مراقبت از متن خود و شری

هرمنوتیک(9) 
صد و نوزده - امان از بی عنوانی !  
چند وقته از نوشتن دور شدم .. هیچي واسه نوشتن ندارم ، درسته روزمرگی‌هام رو مینویسم ولی خب انگار دیگه عادی‌ و یکنواخت شده :( موضوعی ندارم واسه نوشتن ..
فقط همین که مثلِ هر سال واسه 28 صفر میخوایم بریم مشهد واسه همین برا یکشنبه عصر بلیت گرفتیم و برگشتِش هم جمعه صبحِ ، براساسِ تجربیاتی که تو این چندتا سفرهوایی پیدا کردم پروازِ صبح دلچسب نیس اصن :| پروازِ برگشت هم که اصن لذتی نداره توش :/ واسه همین خیلی دوس دارم حداقل پرواز برگشت تاخیر و اینا داشته با

صد و نوزده - امان از بی عنوانی ! 
آبان نوشت ....  
سلام
دیگه راستی راستی آخرای آبان شد... احساس میکنم چشممو ببندم باز کنم بچم تو بغلمه انقدر که تند تند میگذره این زندگی امروز دومین هفته ی ماه چهارم رو شروع کردیم ^_^
چه عصر خوبیه.چقدر هوا ملوسه
ولی خوب فکر دوستای تهرانی و باقی جاهای آلوده رو که میکنم واقعا قلبم میگیره
نمیدونم سایت گیس گلابتون رو میخونید یا نه؟ اما یه جریان خوبی داره که یه روز خاص (دوشنبه ها) رو کردن روز زن و زنانگی
و این قانون برقراره که مثلا تو اون روز خاص خانما چند ساعتی رو فق

آبان نوشت .... 
هرمنوتیک(7)  
1. متن مقدس چندگانه گردید-با دست یافتن حدیث به مرحله جانشینی و برترنشینی. نخستین بار متن حدیث، برای  هرمنوتیک یعنی فهم/فقه/تفسیر/تأویل
و توضیح قرآن پدید آمد اما در عمل به تدریج به متنی بدیل تبدیل شد.
متن بدیل به سبب توان ماندگاری، خواستار فراتر رفتن و برتری یافتن بود. متن
بدیل تا جایی فراتر رفت که حتی متن مقدس را «نسخ» می کرد. اینکه در میان
اصولیان این تحلیل که آیا سنت(سنت متواتر) می تواند قرآن را نسخ کند، طرح می شد،
ناشی از برتر نشستن متن بدیل ی

هرمنوتیک(7) 
restart  
سرم خیلی خیلی شلوغ است.آنقدر هم این زندگی نکبتی را دوست دارم که نگو!
از همین زندگی هی شلوغ پردردسر که مجبورم برای اینکه هی وقت کم نیاورم همزمان هم درس بخوانم و هم مراقب باشم وقتی راننده ترمز میگیرد نروم توی شکم مرد چاق روبه رویی ام و هم سعی کنم از آهنگی که دارد پخش میشود لذت ببرم!
حالا از اينجا هم خوشم می آید.همینجایی که آدرسش را هیچ آشنایی ندارد و وقتی می آیم تویش بوی خاک میدهد.مثل این راه رو های کاهگلی که وقتی تب داری میروی سرت را بهشان تکیه می

restart 
درگیر نوشت :)  
سلام :)
چيقده آدما از همه چيز ناراضی ان آخه ^_^
تمام روزای هفته مینالن که تعطیل بشن سر کار نرن ,دانشگاه نرن, صبح زود بیدار نشن... بعد پنجشنبه و جمعه که میشه نصف پستای اینستا دلگرفتگی و دلتنگی و غربت و این صحبتاست...
بعد تموم که میشه از شب جمعه شنبه خر میشه.. کار خر میشه.. مدرسه خر میشه.. دانشگاه خر میشه :)
آیا اینا درگیری نیست :))
از میزان مطالعه ی من اگر پرسیده باشید من هنوز هیچي نخوندم ^_^
کتابا با همون ترتیب و در همون جایی که دیروز عکسشون رو در اینستایم

درگیر نوشت :) 
آذر نوشت :)  
سلام به همه ی خوشگل موشگلای خواننده ی وبم
به اون آذرماهی های عزیزِ دلِ آتیش پاره سلامِ آتشین تر ^_^
دیدید دستی دستی تو پاییز زمستون شد؟؟؟   خدا رو شکر بخاطر برفی که تهران اومد و هواتونو پاک کرد :)
از احوال من اگه بپرسید منم خوبم :) با تو دلی شونزده هفته ایِ نازم یه عدد شنگول و حبه ی انگوریم
دیروز خیلی روز سختی داشتیم.روز میان ترم دانشگاهم بود.از شش صبح بیدار بودم و مشغول خوندن.خوب موضوعش زمانهای مختلف بود.یعنی همه ی زمانهای موجود و خوب خیلی برام

آذر نوشت :) 
هرمنوتیک(13)  
چند نکته بی ربط :
چرا
مطالب منسجم نیست؟ چرا عنوان گذاری ها دقیق نیست؟ پاسخ:چون فکر کردن به یک موضوع
لزوما به معنای روشن بودن تمام جوانب آن برای نویسنده نیست. عنوان گذاری هم عمدی است
و در جاهایی هرچه کمتر توی چشم باشی، بهتر است.
چرا
مطالب شفاف نیست و ابهامات و تو درتویی زیاد است؟  چرا واضح تر نمی نویسی؟ پاسخ: اولا این نوشته
اولین قلم است یعنی پیشتر آن را ننوشته ام و هرچه بوده و نبوده در جعبه ذهن جای
داشته و لازم دیدم آن را بیرون بیاورم تا بهتر به

هرمنوتیک(13) 
هرمنوتیک(6)  
در باره هرمنوتیک متن مقدس به اينجا رسیدیم که در تفکر اسلامی، قرآن با سه
راهکار هرمنوتیکی، حمایت شد و از ماندگاری و در دسترس بودگی آن دفاع گردید: قرائت.
تفسیر و ترجمه. در باره تفسیر، بار مهمترین وظیفه بر دوش حجازیان بود. اینان به دو
گروه تقسیم شدند.( با اینکه هنوز و در سده اول هجری مفاهیم شیعه و اهل سنت به ساخت مندی مفهومی کامل نرسیده ولی من از آن برای توضیح این پدیده استفاده می کنم-به دلایلی) یکی از این دو گروه، نزد اهل سنت دیده می شوند با نام صح

هرمنوتیک(6) 
هرمنوتیک(12)  
...پس ما دو نوع برخورد با متن های مقدس و متن های شاعرانه داریم. یکی برخورد هرمنوتیکی و مومنانه و دیگری برخورد چالشی و منتقدانه. هدف اولی ادامه دادن و در دسترس نهادن متن مقدس و متن شاعرانه است و هدف دومی جایگزین کردن جهانی نو به جای جهان متن مقدس و متن شاعرانه است. پس می شاید پرسید آیا هیچ راهی برای نقد متن های شاعرانه نداریم و آیا اساسا متن های شاعرانه نقد نمی شوند؟پاسخ این است که هم آری و هم نه. هم آری راهی وجود دارد برای نقد متن شاعرانه و هم راه

هرمنوتیک(12) 
دیروز نوشت :)  
سلام دوستان
عرض به حضور انورتون کــــــــــــه من آدم نمیشم :)
جمعه شب یه نگاه خیلی کوچکی به کتابها کردم و اصلا وقتی همسر نشسته بود دلم نمیخواست کتابا رو بردارم و برم تو اتاق و حالا نخون کی بخون؟
اولین شبی بود که همسر بعد چند روز شبکار نبود و خوب سیستم خوابشم بهم ریخته بود و منم تا اون بیداره خوابم نمیبره.
با وجود اینکه شب بخیر گفتم و رفتم تو اتاق همش منتظر بودم بیاد پیشم و خوابم نمیرد.
دیگه گوشی رو برداشتم و گفتم بذار یه نگاه به مدل های پتو نوز

دیروز نوشت :) 
نوشتهای کوفتی!  
سلام عزیزانم:)
به این نوشتهای کوفتی  همیشه چسبیده به عنوانهام وسواس پیدا کردم... گاهی میگم خوب چه کاریه؟ یه بیت شعری,چيزی کارم رو راه میندازه دیگه اما باز هر بار میگم پس چجوری اینهمه فلان نوشت به ذهنم رسیده برای این تعداد پست پس باز هم میتونه :|

هووووم چقدر نمینویسم دیگه :(
الان اگه بگم چند روز و شبه که همش میخوام بیام بنویسم و نمیشه باور میکنید؟
خوب چون این هفته همسر شبکاره همش میگفتم بذارم شب.اما هر شب انقدر هی این خوراکی رو میذارم اون یکی رو ب

نوشتهای کوفتی! 
هرمنوتیک(14)  
...پس متن مقدس پسین، به تدریج از بذر هرمنوتیک متن مقدس پیشین، سر بر می آورد و آن را از هم می پاشاند و تجزیه می کند. با این کار، متن نو، متن پیشین را به سه بخش کلی تقسیم می کند یک بخش
کاملا موافق(مصدقا لما بین یدیه من «الکتاب»)، یک بخش کاملا معارض و یک بخش خنثی.
بخش موافق در ریشه های متن نو،  آمیخته و حل می گردد؛ بخش خنثی کنار گذاشته می شود و بخش
معارض به «مومنان» متن پشین نسبت داده می شود و از آنها خواسته می شود که از آن دست
بردارند-با هشدارهای سهمگی

هرمنوتیک(14)