حیوانات دورگه عجیب و غریب

خطر انقراض  
حيواناتی اهلی:حيواناتی که در کنار ما زندگی میکنند,در کنترل ما هستند و به ما خدماتی ارائه می کنند.
حيوانات وحشی:حيواناتی که در حیات وحش زندگی میکنند,از ما دوری میکنند و به خدمتی نمی کنند.
ما از حيوانات وحشی می ترسیم,بدمان می آیدو تحت کنترل در آوردنشان برایمان افتخاری محسوب میشود<در صورتی که هیچ کس بخاطر تماشای بند بازی یک مرغ به سیرک نمی رود>,نهایت تلاشمان این است که از آنها استفاده ای کرده باشیم...
نکته اخلاقی امروز:اگر کسی تحت سلطه ات نبود

خطر انقراض 
60.سختهای دوست داشتنی  
هرچی پیش میرم درسام سختتراماشیرین وقشنگترمیشن به قول خودم سختهای دوست داشتنی.البته سخت ازلحاظ اینکه واژه هاجدیدوطبقه بندیهای جدیدترومکانیسم وتازه تلفظهاشون هم عجيب که گاهی کلی خنده م میگیره وخلاصه همه چی زیباست ایناجدی میگم مثلاالان دارم بیوشیمی میخونم دقیقاوسط یه زنجیرپلی پپتیدی  ازنوع ساختمان دوم پروتئینی هستم اگه بدونیدچه خبراییه کلی خداروشکرمیکنید,دقیقاتورشته من هرروزوهرلحظه وهرثانیه خدارولمس میکنی وبعدش شکرمیکنی,بابت این هم

60.سختهای دوست داشتنی 
برای آینده  
بالاخره بزرگ شدم.خدای بزرگ!
با یک خبرنگار مصاحبه کردم.عجيب نیست؟وای چرا چرا وجوجی خیلی عجيبه!
تو بالاخره تونستی خودتو ثابت کنی.به عنوان یه خبرنگار سوال طرح کردی و اون جوابتو داد و الان میخوای بفرستیش برای اون دفتر مجله و مهم نیست که چاپش کنن یا نه و حتی مهم هم نیست که هنوز کارت خبرنگاری نداری....
....
من بزرگ میشوم.موفق هم میشوم.یادم هم نمی رود که چه کسی باعث شد اعتماد به نفس داشته باشم و دست از تلاش نکشم.
ممنونم وجوجی.بخاطر تمام تلاش هات برای آیند

برای آینده 
گاهی فقط تظاهر به رفتن میکنی، درست مثل هست بودنت، مثل زندگی کردن و چیزهای دیگر !  
افکار درهم ُ برهم ات، مجالی برای خواب نمی گذارد
بلند می شوی؛ یک آدامس برمیداری ُ تند تند میجوی اش
به این فکر می کنی که زمانی سلامت دندان برایت چقدر اهمیت داشت و حالا داری بعد از یک مسواک اساسی آدامس میجوی !
مگر مرگ یک زندگی جز این است ؟ مرگ و نابودی تمام داشته هایت، تمام اولویت هایت؛ تدریجی و تک تک ...
خودت هم متوجه این روند نبودی؛ به خودت آمدی ُ دیدی هیچ امیدی نداری؛ هیچ انگیزه ای و هیچ هدفی !
تو مانده بودی و فاصله ای که هر روز با دنیایی که در آن

گاهی فقط تظاهر به رفتن میکنی، درست مثل هست بودنت، مثل زندگی کردن و چیزهای دیگر ! 
فراتر از آنچه هست ...  
اینجا روی زمین، طبق قرار، ساعت حدود 3 بامداد است
دفترم را برمیدارم و روی صندلی در لابی سوئیت می نشینم تا با نور مهتابی درس بخوام
برمی گردم و پشت سرم را نگاه می کنم ...
وسوسه می شوم برای باز کردن حصاری که بین من و دنیای بیرون است ...
پنجره را باز می کنم ...
باد سردی توی صورتم میزند؛ پیش تر میروم ...
هوا سرد است، آسمان کبود است
محوش می شوم، مسخ می کند مرا ...
و نسیمی در خنکای دلم وزیدن می گیرد ...
سکوت، شب، زیبایی آسمان ...
عاشق می شوم ...
قلم ُ کاغذ را برمیدار

فراتر از آنچه هست ... 
سوپرمون بالای سر تنهایی ست  
من خیلی سخت کار میکنم.حتی آخر هفته هم که همه
مردم تا لنگ ظهر خوابند یا به سفر و تفریح می پردازند من پشت میز و لپ تاپم نشسته
ام وحتی یکی لحظه هم از کار دست نمیکشم.وقتی هم که کار هایم تمام میشود و در اصل
اوقات فراغت من است،خودم را به زور به کاری مشغول میکنم.کاری مثل کتاب
خواندن،نوشتن،مرتب کردن خانه و اتاقم،برنامه ریزی برای روز های آینده یا ....



من شبها تا دیروقت بیدار میمانم و سعی میکنم یک
زبان جدید باد بگیرم.نه برای اینکه بتوانم پیشرفت کنم ،فقط

سوپرمون بالای سر تنهایی ست 
جوک جدید 5  
اگه این استوری هایی که صبحا میذارید مینویسید نمی‌خوام برم دانشگاه تاثیری توی غیبت نخوردن یا علاقه مند شدنتون به دانشگاه داره بگید مام بذاریم 













یکی از دوستام زن گرفته ، بعد منو همه جا بلاک کرده. مگه من دوست دختر قبلیتم لامصب؟ منو چرا؟!!










یه همسایه داریم مطمئنم وقتی میره سلمونی آرایشگر میپرسه چجوری بزنم؟ میگه برین توش










تو جاده پشت فرمون داشتم با آهنگ قر میدادم،یدفعه بابام یه پنج تومنی درآورد گرفت سمت من. گفتم بابا مررررسی شاب

جوک جدید 5 
خاطر که حَزین باشد !  
ننوشتن هیچ دلیل خاصی نمیخواد. واقعا دلیل نمیخواد.گاهی مثلا اونقدر حرف داری که انتخابشون برای نوشتن سخته. گاهی هم اونقدر بی حرف هستی که نمیدونی چی بنویسی. ولی دوست داری حتما بنویسی!!
شایدم مثلا آدم از کسی که احساس خوبی بهش داره ( احساس خوب داشتن فقط احساس خوب داشتنه ! نه بیشتر ! جنسیت هم مطرح نیست! نوع ِ هر دوست داشتنی هم فرق میکنه! این از اون مدل نیست ! ) یه چیزی میشنوه که کلا هر چیزی که میخواست بنویسه رو فراموش میکنه و زانوی غم بغل میکنه که چرا ! چر

خاطر که حَزین باشد ! 
62.به انتظارت هستم  
کلاچندروزی عجيب هواسردشده ،بدن منم که هیچجورگرم نمیشه ،دیشب تاصبح باوجوداینکه دوتاپتو روم انداخته بودم امابازم ازسرمامیلرزیدم،صبح که ازخواب بیدارشدم سردردداشتم وخب کلایه قانونی توفصول سردهست به اسم جاذبه رختخواب که تحقیقات بنده نشون داده جاذبه رختخواب 1000 برابرمیشه جوری که هرحرکت قصدخارج شدن ازرختخواب غیرممکن وگاهابی نتیجه ستحالاباهربدبختی بودازرختخواب جداشدم وتموم لباسا و وسایلم رواوردم نزدیک بخاری که اونجالباس عوض کنم ووسایلم

62.به انتظارت هستم 
جوک جدید2  
‏من موقع شام آدامسو می چسبونم به بشقابم بعد از شام دوباره میخورم اونوقت دولت انتظار داره یارانمو ببخشم









تعارف کردن ما ایرانیا سر سفره: 
بخورید نزارید بمونه میریزیم تو سطل آشغال. 










اینکه میای به دیوار کلاس دانشگاهت مشت میزنی تا جای مشتت رو دیوار بمونه، نشون میده شما خیلی قوی، تنومند و گاوی. 









‏بهم گفته بودن برای یادگیری زبان انگلیسی فیلم خارجی نگاه کن یه چند ماه کار کردم دیدم جواب نمیده بعد فهمیدم فیلماش نباید دوبله شده باشه





جوک جدید2 
دخترا یه ضرب المثل دارن - بین خودشون - که فقط لاک میزنه :))))))  
+ تجویز شما برای دل گرفتگی ِ مفرط ِ شنبه عصر و شبش چیه سرورم ؟ - لاک و اندکی لیدی بازی!
خب اولا که صفر تموم نشده و ثانیا اینکه دو سه روز دیگه شهادت امام رضا هست و واقعا عادت ندارم توی این بازه ، لاک بزنم و این کارا! :] ولی خوب بزرگی که فینگیلی در او موج میزنه همیشه میگه :" چاره چیه ؟ " و واقعا هم چاره ای جز لاک نبود :)
 
+ اینکه پوشش مون چیه به خودمون مربوطه ! ولی خب وقتی آدم داره با یکی حرف میزنه و چه بسا بحث علمی هم میکنه خیر ِ سرش ، دلیلی نداره زُل ( ذُل ؟

دخترا یه ضرب المثل دارن - بین خودشون - که فقط لاک میزنه :)))))) 
آبان نوشت ....  
سلام
دیگه راستی راستی آخرای آبان شد... احساس میکنم چشممو ببندم باز کنم بچم تو بغلمه انقدر که تند تند میگذره این زندگی امروز دومین هفته ی ماه چهارم رو شروع کردیم ^_^
چه عصر خوبیه.چقدر هوا ملوسه
ولی خوب فکر دوستای تهرانی و باقی جاهای آلوده رو که میکنم واقعا قلبم میگیره
نمیدونم سایت گیس گلابتون رو میخونید یا نه؟ اما یه جریان خوبی داره که یه روز خاص (دوشنبه ها) رو کردن روز زن و زنانگی
و این قانون برقراره که مثلا تو اون روز خاص خانما چند ساعتی رو فق

آبان نوشت .... 
هرمنوتیک(6)  
در باره هرمنوتیک متن مقدس به اینجا رسیدیم که در تفکر اسلامی، قرآن با سه
راهکار هرمنوتیکی، حمایت شد و از ماندگاری و در دسترس بودگی آن دفاع گردید: قرائت.
تفسیر و ترجمه. در باره تفسیر، بار مهمترین وظیفه بر دوش حجازیان بود. اینان به دو
گروه تقسیم شدند.( با اینکه هنوز و در سده اول هجری مفاهیم شیعه و اهل سنت به ساخت مندی مفهومی کامل نرسیده ولی من از آن برای توضیح این پدیده استفاده می کنم-به دلایلی) یکی از این دو گروه، نزد اهل سنت دیده می شوند با نام صح

هرمنوتیک(6)