میثم مجیدی احتمالا به تراکتورسازی می‌رسد

نیاز به یک ساندویچ  
اگر از طرف دستگرد وارد خورزوق بشید می بینید در سمت راست شما خیابان جدیدی به نام شهدای مدافع حرم هست . در دهانه این خیابان همیشه تعدادی ماشین برای تعمیر و اتوبوس گذاشتند و افراد راننده اطراف خودرو های خود ایستاده اند . خودروهایی که از این خیابان قصد ورود به بلوار اصلی را دارند معمولا با سرعت بالایی به این محل میرسند و احتمالا تصادف خیلی بالاست ... لازمه که شهرداری خورزوق یک ساندویچ اینجا بسازه که ان شاء الله این محل ایمن تر شه....

نیاز به یک ساندویچ 
و عقابى در من نفیر میکشد...  
بعد از چندماه؟ نمیدانمتنها میدانم روزها و ساعت های زیادی گذشتهیا لااقل برای منکه اینطور بوده است... میدانی؟ از امکانات ایرانسل و احتمالا دیگر اپراتور هااین است که حتی اگر خاموش باشی و دور از دسترسبعد ها پیام میدهد تماس های از دست رفته راو خبتماس تو نیزاز این قاعده مستثنی نبوده است... میخواهم بازگردی به گذشته، به خاطراتبه هرآنچه تمام آن روز های سخت در لابه لایش خودت را پنهان کرده بودی که مبادا سراغت را بگیرم... نه...پس از آن سحرگاه عزیمتت حتی اگ

و عقابى در من نفیر میکشد... 
چمچمالم  
الان مامان پرسید :خلیج فارس کجاست؟...خزائلی(!!!)
من سرم را به سمتش پرت کردم.یعنی نشد که آرام برگردم و باچشم های باز نگاهش کنم و بگویم که همان رودی است که قبلا توی تهران بود و خشک شده دیگر.
مامان گفت:اووووه...برو جوشونده بخور.
من روی زمین خزیدم و رفتم طرف جعبه جوشونده ها.یکی را برداشتم و خواستم جوشونده ها را بریزم توی دهنم ولی مامان جلویم را گرفت,آب جوش آورد و کمی از جوشونده ها را در آن حل کرد.بعد داد دستم و جوری که انگار نشنوم گفت:بدون نبات تاثیرش بی

چمچمالم 
عاشق نگاهشم  
قاعدتا هیچ انسانی نباید دوست داشته باشه که " عاقل اندر سفیه " بهش نگاه کنن
یعنی شما باید قاعدتا دوست داشته باشید همه شما رو  " سفیه اندر عاقل نگاه کنن " یعنی احتمالا دوست دارید عاقل باشید
حالا خیلی ها هم ممکنه دوست داشته باشن یکی باشه که " عاشقانه " نگاهشون کنه
ولی من خیلی وقته که عشق ناپذیر شدم . 
این نگاه عاقل اندر سفیه لئونارد رو به 100 تا نگاه سفیه اندر عاقل و 100 تا نگاه عاشقانه ترجیح میدم

کلا نگاه خیلی قشنگیه
متاسفانه چون من خیلی عاقلم هیچ کس ا

عاشق نگاهشم 
دخترا یه ضرب المثل دارن - بین خودشون - که فقط لاک میزنه :))))))  
+ تجویز شما برای دل گرفتگی ِ مفرط ِ شنبه عصر و شبش چیه سرورم ؟ - لاک و اندکی لیدی بازی!
خب اولا که صفر تموم نشده و ثانیا اینکه دو سه روز دیگه شهادت امام رضا هست و واقعا عادت ندارم توی این بازه ، لاک بزنم و این کارا! :] ولی خوب بزرگی که فینگیلی در او موج میزنه همیشه میگه :" چاره چیه ؟ " و واقعا هم چاره ای جز لاک نبود :)
 
+ اینکه پوشش مون چیه به خودمون مربوطه ! ولی خب وقتی آدم داره با یکی حرف میزنه و چه بسا بحث علمی هم میکنه خیر ِ سرش ، دلیلی نداره زُل ( ذُل ؟

دخترا یه ضرب المثل دارن - بین خودشون - که فقط لاک میزنه :))))))